امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

درس فقه آيت الله گنجي

جلسه ي هفتاد و هفتم

92/11/14

موضوع :: ترتیب بین  یمین و یسار
زمان حجم دانلود پخش
00:40:36 09.29 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم بحث در دلیل مشهور بود بر لزوم ترتیب در غسل جنابة دلیلی که اقامه شده بود روایات غسل میت است که عرض شد روایات غسل میت دو طائفه اند طائفه اولی فرموده غسل المیت کغسل الجنابة و اشکال تنقیح را که مرحوم حکیم و دیگران دارند بیان کردیم و تمام شد ودر ذهن ما این است که تشبیه غسل میت به غسل جنابة نه عکس را پس نمی توان کشف کرد از این که در غسل میت ترتیب شرط است در غسل جنابة هم ترتیب شرط است می گوییم این حرف فنی و دقی است ولی ذهن عرفی ما می گوید که این دو غسل مثل هم هستند و این دقتها به ذهن نمی آید. اگر مولایی فرمود غسل المیت کغسل الجنابة و در جای دیگر فرمود که در غسل میت ترتیب لازم است و در جای دیگر فرمود در غسل جنابة ترتیب لازم نیست این سئوال پیش می آید که شما گفتید غسل المیت کغسل الجنابة لذا این که بگوییم غسل المیت کغسل الجنابة است در این که آب به همه جا برسد عرفیة ندارد. و طائفه ثانیة روایات کثیره ای است که غسل میت هم غسل جنابة است مثل این که فرموده میت هم از او نطفه خارج می شود و اصلاً یکی از موجبات جنابة موت است. تنقیح از این استدلال جواب داده که ما این روایات را نمی فهمیم که نطفه از چشم و گوش میت خارج می شود. جواب : ولکن ایشان در باب این که بول پسر یک بار تطهیر کافی است و بول دختر دو مرتبه و علتی ک در روایة بیان شده بود را فرموده بود ما نمی فهمیم ولی دلیل نمی شود که حکم را کنار بگذاریم در اینجا هم ما همین حرف ایشان را می زنیم. جواب دیگری هم داده که درکلمات مرحوم حکیم هم هست که حق است که غسل المیت غسل الجنب و همه روایات ان تتمه را ندارد ما قبول می کنیم که غسل المیت غسل الجنابة ولی این در مورد میت است ولی دلیل نمی شود که هر غسل جنابتی ترتیب لازم داشته باشد. جواب از تنقیح: ولکن این جواب هم درست نیست غسل المیت غسل الجنابة یعنی همان غسل جنابتی که احیاء انجام می دهند خصوصاً که من البعید جداً که غسل جنابة میت با غسل جنابة احیاء فرق کند. آن قاعده همدانیة که اگر یک چیز را در جایی توضیح دادند در همه جا سریان پیدا میکند حرف خوبی است و به این نکته صاحب جواهر هم اشاره کرده است. أضف ذلک که روایات اغسال که می فرماید غسل الجنابة واجب و غسل المیت واجب همه را در سلک واحد می آورد. تحصل الی هنا: برای لزوم ترتیب وجوهی است : این که مشهور قائل شده اند به لزوم ترتیب در غسل جنابة استدلال کرده اند بر لزوم ترتیب که عمده اش اجماع است ـ کما فی المستمسک ـ و مرحوم صاحب جواهر فرموده من المستبعد جداً که ترتیب در زمان أئمه لازم نبوده ولی بعداً گفته باشند لازم است این که اجماع قدماء هست قابل انکار نیست و این که مرحوم اقای خویی فرموده اکبار از علماء ترتیب را شرط نمیدانسته اند درست نیست بلکه ترتیب را همه علماء قبول کرده اند مگر کسانی که صاحب جواهر در حقشان فرمود در طریقه شان خلل است مثل صاحب مدارک و اردبیلی که مهم نیست و مهم صدر اول است که مطلب از مسلمات بوده است. ثانیاً عمده روایات است که روایات غسل میت است خصوصاً روایاتی که می فرماید غسل المیت غسل الجنابة . ثالثاً اخباری که در باب غسل جنابة رسیده لایبعد روایاتی که سه قسمت میکند ولو با «ثم» نباشد ذهن عرفی همین را میگوید که سه قسم کردن خصوصاً در همه اول یمین را می گوید بعد یسار را ترتیب را می رساند وبه قول صاحب جواهر فهم اصحاب است و اگر این وجه دلیل نباشد مؤید خوبی است. در مقابل این سه وجه ، مفصل ترین مطلب آنچه است که تنقیح بیان کره که از این سه وجه جواب داده از روایات تثلیث جواب داد که آب قلیل بوده و طبیعتش همین است که سه قسمت شود و برای مدعای خودش هم استدلال کرده است به روایات و به لو کان لبان . و فی آخر الشوط اطمینان قوی برای ما حاصل شده که ترتیب بین یمین و یسار شعار شیعه بوده است و اختلافی نبوده است و نیازی به بیان نداشته است و قضیه غسل با وضوء فرق می کند لسان روایات وضوء با لسان روایات غسل فرق می کند واز این اختلاف لسان کشف می کنیم که شیعه در غسل مشکلی نداشته است و مطلب صاف بوده و مطلب صاف را از اجماع به دست آوردیم . و الأحوط أن يغسل النصف الأيمن من الرقبة ثانيا مع الأيمن و النصف الأيسر مع الأيسر و السرة و العورة يغسل نصفهما الأيمن مع الأيمن و نصفهما الأيسر مع الأيسر و الأولى أن يغسل تمامهما مع كل من الطرفين وقتی که ترتیب بین یمین و یسار لازم شد این سئوال پیش می آید که سره و عورة را به باید چطور شست این سئوال بر مبنای اقای خویی پیش نمی آید که ترتیب را شرط نمی دانست مرحوم سید فرموده به وقتی که یمین و یسار شد یعنی از زیر عنق به پایین را باید نصف کرد و به طور طبیعی چون سره و عورت در قسمت میانی بدن است باید نصف شود مثل روایات باب طواف که فرموده و إن تجاوز عن النصف گفته اند نصف یعنی 7طواف را بر دو قسمت کن که 3طواف و نیم می شود این جا هم همین است ولی این شبه به ذهن می آید که شارع گفته باشد آلة را نصف کن و نصف را با یمین بشوی و نصف را با یسار و یک احتمال هم هست که همه سره و آلة به یک طرف ملحق شود من المحتمل که سره و آلة را به طور کلی ملحق کرده باشد به یمین و من المحتمل که ملحق کرده باشد به یسار برای این قطعاً امتثال کرده باشید نصف الة و سره با یمین و نصف دیگر را با یسار و تمام را با یمین و تمام را با یسار بشویید که احتیاط مستحب است و کما قال السید اولی این است که تمام را یک بار با یمین و یک بار با یسار بشویید . در تنقیح اول فرموده این «اولی» ملزمی ندارد ولی باز در اخر فرموده احتیاط حسن است و حرف سید را تثبیت می کند و الترتيب المذكور شرط واقعي- فلو عكس و لو جهلا أو سهوا بطل سید فرموده این ترتیب بین یمین و یسار واقعی است نه ذکری همان ثمره بین لزوم ترتیب و عدم لزوم ترتیب است که اگرترتیب ذکری باشد بین قائلین به ترتیب و عدم ترتیب ثمری نیست ثمره مهم جایی است که یک قسمت از یمین را نسیاناً نشسته است و بعد از شستن یسار متوجه می شود که بنابر لزوم ترتیب باید برگردد و آن قسمت را بشوید و بعد یسار را بشود ولی بنابر عدم لزوم ترتیب فقط هما قسمت را به نیة غسل می شوید. ترتیب ذکری است یا واقعی: در بعضی از ابحاث بحث شده که ظاهر هر خطابی این است که حکم واقعی را بیان می کند اگر می گوید لاصلاة الا بطهور یعنی طهارة واقعی اگر گفت که اکرم العالم و صل خلف العادل یعنی عالم واقعی و عادل واقعی به عبارة أخری اللفظ ظاهر فی معنونه الواقعی منتهی بعد باید دید که دلیل بر خلاف این ظاهر آمده است یا نه مثلاً در بعضی از شرائط نماز حدیث لاتعاد وارد شده است حمد شرط است در صلاة واقعاً ولی لاتعاد آمده که اگر حمد را فرموش کردید نماز صحیح است که حمد جزء ذکری می شود و در باب غسل ترتیب شرط واقعی است و دلیل بر خلافش نداریم . کسی بگوید لاتعاد شامل محل کلام میشود درست است که لاتعاد در مورد نماز است ولی یک قاعده به دست ما می دهد اقای خویی در اواخر عمر قائل به این قاعده السنة لاتنقض الفریضه شده است مفاد این قاعده این است که اگر عملی را انجام دادی که یک قسمت آن سنة است و یک قسمت فریضه بعد معلوم شدکه سنة خلل پیدا کرده ای قاعده می گوید که عمل صحیح است و در ما نحن فیه ترتیب سنه است و در قران بیان نشده لذا در صورتی که ترتیب را رعایة نکرده است نسیاناً او جهلاً غسلش صحیح است و ترتیب ذکری می شود.

آمار بازدیدکنندگان

241680
امروزامروز635
دیروزدیروز939
این هفتهاین هفته4418
این ماهاین ماه24287
کل بازدیدهاکل بازدیدها2416800

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري