امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

درس فقه آيت الله گنجي

جلسه ي هفتاد و هشتم

92/11/16

موضوع :: ترتیب بین  یمین و یسار
زمان حجم دانلود پخش
00:43:10 12.3 MB دانلود

بسم الله الرحمن الرحیم خلاصه بحث سابق: از مسأله قبل فرعی را مرحوم سید احتیاط مستحب کرده بود و فرمود احتیاط مستحب این است که عنق را هم نصف کند غیر از این که با سر می شوید نصف آن را با یمین و نصف ان را با یسار بشود چون احتمال است که عنق جرء بدن باشد و در بدن هم ایشان ترتیبی است پس احتیاط مستحب این است که عنق را دو نیم کند نیمی مع الیمین و نیمی مع الیسار . اگر کسی این احتیاط هایی که مرحوم سید در مورد عنق و سره و آلة فرموده است قطع به فراغ پیدا میکند. سید در ادامه کلامش فرموده ترتیب بین یمین و یسار واقعی است نه ذکری لذا اگر کسی ترتیب را عن جهل او نسیان ترک کرد باید برگردد و به نحو صحیح تدارک کند . عرض کردیم که اصل اولی در هر شرطی و جزئی و عملی واقع است و احکام روی واقعیات رفته است صل خلف العادل یعنی عادل واقعی و عادل ظاهری و اعتقادی قرینه می خواهد چون الفاظ برای واقعیات وضع شده اند پس لفظ ظهور در واقعی آن دارد.ولکن ربما دلیل قائم شده و این ظهور را به هم زده است از جمله در باب نماز حدث لاتعاد رسیده است که نماز را غیر از مستثنیات تصحیح کرده است و بقیه اجزاء و شرائط را ذکری کرده است حتی حمد را که لاصلاة إلا بفاتحة الکتاب هم دارد اگر نسیاناً ترک شود نماز صحیح واقعی است لاتعاد حکم واقعی را تعمیم یا تخصیص زده است. در باب غسل که وارد شده اغسل رأسک ثلاث مرات ثم صب علی منکبک الأیمن ثم علی الأیسر که ظاهر در ترتیب واقعی است ایا دلیلی داریم که این ظاهر را بهم بزند یا نه/ ادله ذکری بودن ترتیب : وجه اول قصور مقتضی: دلیل مطلقی نداریم که ترتیب شرط است تا بگویید ظاهرش واقعی است عمده دلیل بر ترتیب اجماع بود و اجماع دلیل لبی است و باید قدر متیقن ان را اخذ کرد و قدر متیقن عند العمد است و اما غیر از علم و عمد ـ فرض نسیان و جهل ـ دلیل اطلاق ندارد وقتی که اطلاق نداشت شک می کنیم آیا شرطیة ترتیب مطلقاً است حتی عند الجهل و النسیان یا خصوص فرض علم است خصوص فرض علم قدر متیقن است نسبة به فرض شک و فرض نسیان رفع ما لایعلمون جاری میشود اشکال : ولکن اولاً دلیل منحصر به اجماع نبود و دلیل لفظی هم داشتیم مثل روایة غسل المیت غسل الجنابة و در روایة دیگر فرموده ترتیب در غسل میت شرط است. ثانیاً : این که بعضاً گفته می شود اجماع دلیل لبی است در صورتی است که اجماع معقد ندارد ولی ربما اجماع معقد دارد و قائلین در همان مرکز صحبت کرده اند و کلام علماء همان نص روایات است و بعضاً علماء گفته اند که الترتیب واجب در غسل جنابة که اطلاق دارد به عبارتی اجماعی که معقد صافی داشته باشد می توان از آن اطلاق گرفت. و برفرض که دلیل ما اجماع باشد و دلیل لبی باشد و قدر متیقنش عند العلم باشد و اما عند الجهل و النسیان شک داریم اما اینکه در این صورت برائة جاری شود فیه کلام ، بحثی است در طهارات ثلاث که از قبیل محصل و متحصل هستند یا از قبیل عنوان و معنون هستند انهایی که طهارات ثلاث را از قبیل عنوان و معنون می دانند در صورت شک اقل و اکثر می شود و مجرای برائة است و اما بر مبنای محصل و متحصل مشکل است بحثی است در اصول در مبحث برائة که اذا شک فی اقل و الأکثر ولکن مورد از موارد شک در محصل بود شاید مشهور گفته اند که در باب طهارات ثلاث اگر شک کردیم در اعتبار شیئی یا تحقق شیئی باید احتیاط کرد چون شک در محصل است و شک در محصل مجرای احتیاط است نتیجه این که ذکری بودن شرط متوقف بر جریان برائة است اگر اصالة البرائة جاری شود شرط ذکری میشود و اگر جاری نشود علی المبنی . وجه ثانی روایات: روایاتی که ترتیب لاأقل بین یمین و یسار شرط ذکری است وسائل الشيعة ج‏2 259 41 باب عدم وجوب إعلام الغير بخلل في الغسل... روایاتی است که لازم نیست اعلام کنی غیر را که غسل یا وضوء ناقض است بله اگر مسأله را نمی داند بیان مسأله می کنید ولی اگر مسأله می داند ولی وضوء را ناقص می گیرد اعلامش لازم نیست 2103 مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ اغْتَسَلَ أَبِي مِنَ الْجَنَابَةِ فَقِيلَ لَهُ قَدْ أَبْقَيْتَ لُمْعَةً فِي ظَهْرِكَ‏لَمْ يُصِبْهَا الْمَاءُ فَقَالَ لَهُ مَا كَانَ عَلَيْكَ لَوْ سَكَتَّ ثُمَّ مَسَحَ تِلْكَ اللُّمْعَةَ بِيَدِه‏ در این روایة حضرت نفرموده که ان شخص که اعلام کرد درست گفت یا نادرست و تصدیق نکردند ان شخص را لذا از این روایة به دست نمی آید که آن شخص درست گفته است و من المحتمل که آب رسیده بوده است منتهی حضرت با عموم مردم مراوده داشته اند و اگر حضرت دست نمی کشید می گفتند به حضرت گفتیم که اب به پشتتان نرسیده و حضرت ترتیب اثر ندادند و با غسل ناقص نماز خواندند. ولی این روایة بر مدعای ما که ترتیب بین یمین و یسار وقت نسیان لازم نیست دلالة دارد چون ولو این قضیه شخصیه است و ممکن است که ان لمعة درسمت چپ بوده است ولی چون امام این قضیه را نقل می کنند و تذکر نمی دهند که این لمعه در سمت چپ بوده می توان نتیجه گرفت که لمعه هر جا بود اگر دست بکشید کفاة می کند. روایة دوم وسائل الشيعة ج‏2 260 41 باب عدم وجوب إعلام الغير بخلل في الغسل و.. 2104 وَ عَنِ الْمُفِيدِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فِي حَدِيثٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ تَرَكَ بَعْضَ ذِرَاعِهِ أَوْ بَعْضَ جَسَدِهِ مِنْ غُسْلِ الْجَنَابَةِ فَقَالَ إِذَا شَكَّ وَ كَانَتْ بِهِ بِلَّةٌ وَ هُوَ فِي صَلَاتِهِ مَسَحَ بِهَا عَلَيْهِ وَ إِنْ كَانَ اسْتَيْقَنَ رَجَعَ فَأَعَادَ عَلَيْهِمَا مَا لَمْ يُصِبْ بِلَّةً فَإِنْ دَخَلَهُ الشَّكُّ وَ قَدْ دَخَلَ فِي صَلَاتِهِ فَلْيَمْضِ فِي صَلَاتِهِ وَ لَا شَيْ‏ءَ عَلَيْهِ وَ إِنِ اسْتَيْقَنَ رَجَعَ فَأَعَادَ عَلَيْهِ الْمَاءَ وَ إِنْ رَآهُ وَ بِهِ بِلَّةٌ مَسَحَ عَلَيْهِ وَ أَعَادَ الصَّلَاةَ بِاسْتِيقَانٍ وَ إِنْ كَانَ شَاكّاً فَلَيْسَ عَلَيْهِ فِي شَكِّهِ شَيْ‏ءٌ فَلْيَمْضِ فِي صَلَاتِه‏. به طور طبیعی ترک بعض ذارعه و بعض جسده در فرض نسیان است یا در فرض جهل است . « إِنْ كَانَ اسْتَيْقَنَ رَجَعَ فَأَعَادَ عَلَيْهِمَا » حضرت استفصال نکردند که ذراع چپ بوده یا راست و جسد سمت راست بوده یا چپ و به طور اطلاق فرض نسیان و جهل را می گیرد سمت راست باشد یا سمت چپ. حتی بعضی به این روایة تمسک کرده اند که ترتیب مطلقاً شرط نیست که مطلقاً را مشکل داشتیم لاأقل فرض نسیان را می گیرد. اشکالی که بر این استدلال هست این است که رَجَعَ فَأَعَادَ عَلَيْهِمَا یعنی با حفظ سائر شرائط و نمی خواهد بفرماید همین که آب بریزد کافی است. ولکن انصاف این است که در مواردی که حضرت می فرمایند بر گرد و خیس کن با مواردی که می فرمایند اعاده کن فرق می کند در این موارد که می فرمایند خیس کن یعنی همین که بلة به آن رسید کافی است. وجه سوم : ذیل حدیث لاتعاد است که عرض کردیم ذیل این حدیث قاعده ای را بیان فرموده که السنة لاتنقض الفریضه که لاتعاد را توسعه می دهد و مختص به نماز نمی کند هر مرکبی که مرکب از سنة و فریضه است اگر فریضه را اوردی و سنة را نسیاناً یا جهلاً ترک کردی السنة لاتنقض الفریضه مرحوم اقای خویی این قاعده را در احکام حج بیان کرده است هرچند که برطبقش فتوی نداده است کسی اگر این قاعده را قبول کرد در اینجا تعلیقه می زند که این شرط ذکری است و در ذهن ما هم این است که السنة لاتنقض الفریضه مختص به نماز نیست و أما مشکل ما در مصداق است که چه چیزی سنة است و چه چیزی فریضه است ما در وضوء گفتیم که یمین و یسار فریضه است و إدعایمان این است که در غسل هم یمین ویسار فریضه باشد غسل را خدا فرموده و غسل از اول همین الرأس ثم الیمین ثم الیسار بوده است