امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

fegh

درس فقه آيت الله گنجي

جلسه ي صد و ششم

93/01/17

موضوع :: ادامه مستحبات غسل جنابة
زمان حجم دانلود پخش
 
00:42:45 12.2 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

5 ـ امرار الید

الخامس إمرار اليد على الأعضاء

امرار الید تا جایی که دستش می رسد استحباب دارد کما فی الروایة

وسائل الشيعة ج‏2 232 26 باب كيفية غسل الجنابة ترتيبا و ارتماسا

2023 وَ رَوَاهُ عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِي كِتَابِهِ مِثْلَهُ وَ زَادَ إِلَّا أَنَّهُ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَتَمَضْمَضَ وَ يَسْتَنْشِقَ وَ يُمِرَّ يَدَهُ عَلَى مَا نَالَتْ مِنْ جَسَدِهِ (الحدیث)

ما در اصول ادعی کرده ایم کثیری از اوامر در شریعة داریم که به صورة جمله خبریه است ولی برای وجوب نیست و أحدی فتوی به وجوب نداده است وما در اصول گفتیم وجه این که این اوامر را حمل بر استحباب کرده اند مرحوم سید محمد باقر ادعی کرده بود که لعل قرائنی در دستشان بوده که به ما نرسیده است و ما گفتیم که بعید است این همه قرائن بوده و به نرسیده باشد و ادعی کردیم کثیری از این اوامر ملاک لزومی ندارد اطمیناناً مثل دست کشیدن یا ناخن گرفتن در روز جمعه و شستن دست قبل از غسل.

روایة دیگر هم:

وسائل الشيعة ج‏2 ص257باب 38 من ابواب الجنابة

ثُمَّ تُمِرُّ يَدَهَا عَلَى جَسَدِهَا كُلِّه‏

که قرینه لبیه داریم که تا هر جا دستش می رسد

و روایة دعائم هم فرموده:

دعائم الإسلام ج‏1ص 114

و يمر اليدين على ما لحقتاه منه‏

و وجوب امرار ید احتمالش نیست خصوصاً در بعضی از روایات بیانیه فرمود کلما جری علیه الماء و کلما امسسته الماء پس معلوم می شود که ملاک رسیدن آب است و امرار واجب نیست.

لزيادة الاستظهار

مرحوم حکیم فرموده لزیادة الاستظهار دلیل ندارد.

ولکن در ذهن ما این است که اولاً سنخ این عمل امرار به ذهن می زند که برای استظهار است ثانیاً از بعضی از روایات هم می توان این استظهار را استفاده کرد که استظهار مطلوب است.

وسائل الشيعة ج‏2 239 30 باب جواز بقاء أثر الطيب و الخلوق و الزعفران..

2041 وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ كُنَّ نِسَاءُ النَّبِيِّ صلی الله علیه واله إِذَا اغْتَسَلْنَ مِنَ الْجَنَابَةِ يُبْقِينَ صُفْرَةَ الطِّيبِ عَلَى أَجْسَادِهِنَّ وَ ذَلِكَ أَنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه وآله أَمَرَهُنَّ أَنْ يَصْبُبْنَ الْمَاءَ صَبّاً عَلَى أَجْسَادِهِن‏

وسائل الشيعة ج‏2 255 38 باب وجوب إيصال الماء إلى أصول الشعر و جميع..

5- 2092 مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ حَدَّثَتْنِي سَلْمَى خَادِمُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله قَالَتْ كَانَتْ أَشْعَارُ نِسَاءِ النَّبِيِّ صلی الله علیه وآله قُرُونُ رُءُوسِهِنَّ مُقَدَّمَ رُءُوسِهِنَّ فَكَانَ يَكْفِيهِنَّ مِنَ الْمَاءِ شَيْ‏ءٌ قَلِيلٌ فَأَمَّا النِّسَاءُ الْآنَ فَقَدْ يَنْبَغِي لَهُنَّ أَنْ يُبَالِغْنَ فِي الْمَاءِ 2093 وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَمَّا يَصْنَعُ النِّسَاءُ فِي الشَّعْرِ وَ الْقُرُونِ قَالَ لَمْ تَكُنْ هَذِهِ الْمِشْطَةُ إِنَّمَا كُنَّ يَجْمَعْنَهُ ثُمَّ وَصَفَ أَرْبَعَةَ أَمْكِنَةٍ ثُمَّ قَالَ يُبَالِغْنَ فِي الْغَسْل

به ذهن می زند این که سید فرموده لزیادة الإستظهار و بعد در مستحب ششم هم فرموده تخلیل الحاجب الغیر المانع بخاطر همین روایات بوده و بعید نیست که از این روایات به دست بیاید که استظهار مطلوب است.

6 ـ تخلیل

السادس تخليل‏الحاجب الغير المانع لزيادة الاستظهار.

7 ـ غسل ثلاث مرات

السابع غسل كل من الأعضاء الثلاثة ثلاثا.

این مورد را کما این که اقای حکیم فرموده نمی توان دلیل بر آن اقامه کرد اولاً انچه که در روایات هست صب ثلاثاً است و ثانیاً صب ثلاث در مورد رأس است و در یمین و یسار فرمودند مرتین لذا بهتر بود که سید می فرمود مستحب است صب الماء ثلاثاً علی الرأس و بر یمین و یسار مرتین.

ولعل چون جماعتی گفته اند غسل کل من الأعضاء ثلاثاً مستحب است اخبار من بلغ ان را می گیرد و سید از باب اخبار من بلغ فرموده است ولی باز خوب بود که ثلاث غرفات را می فرمود وبعد تعدی میکرد به این که هر عضوی سه مرتبه هم مستحب است.

8 ـ تسمیة

الثامن التسمية بأن يقول بسم الله و الأولى أن يقول بسم الله الرحمن الرحيم.

عجیب است که مرحوم حکیم فرموده دلیل خاص بر تسمیه ندارد ولکن در ذهن ما این است که دلیل دارد به دو روایة و یک القاء خصوصیة:

وسائل الشيعة ج‏1 423 26 باب تأكد استحباب التسمية و الدعاء بالمأثور..

1105 وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ إِذَا وَضَعْتَ يَدَكَ فِي الْمَاءِ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرِينَ فَإِذَا فَرَغْتَ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين‏

از این در روایة فرموده وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرِينَمعلوم میشود که داستان تحصیل طهارة است و روایة اطلاق دارد لذا این که مرحوم حکیم فرموده این روایة اطلاق ندارد درست نیست.

وسائل الشيعة ج‏1 426 26 باب تأكد استحباب التسمية و الدعاء بالمأثور..

1115 وَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ إِذَا تَوَضَّأَ أَحَدُكُمْ وَ لَمْ يُسَمِّ كَانَ لِلشَّيْطَانِ فِي وُضُوئِهِ شِرْكٌ وَ إِنْ أَكَلَ أَوْ شَرِبَ أَوْ لَبِسَ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ صَنَعَهُ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُسَمِّيَ عَلَيْهِ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ كَانَ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ شِرْك‏

دراین روایة حضرت تطبیق بر وضوء کرده اندو بعد هم یک قاعده کلی بیان کرده اند که یکی از مصادیق ان غسل است. مضافاً الغاء خصوصیة است که روایات کثیره ای داریم که در شروع وضوء بسم الله بگوید و بعید است که قبل از وضوء مستحب باشد ولی در غسل مستحب نباشد.

9ـ دعاء

التاسع:الدعاء المأثور في حال الاشتغال و هو اللهم طهر قلبي و تقبل سعيي و اجعل ما عندك خيرا لي اللهم اجعلني من التوابين و اجعلني من المتطهرين أو يقول اللهم طهر قلبي و اشرح صدري و أجر على لساني مدحتك و الثناء عليك اللهم اجعله لي طهورا و شفاء و نورا إنك على كل شي‏ء قدير

وسائل الشيعة ج‏2 254 37 باب استحباب الدعاء بالمأثور عند الغسل

2091 وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِذَا اغْتَسَلْتَ مِنْ جَنَابَةٍ فَقُلِ اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِي وَ تَقَبَّلْ سَعْيِي وَ اجْعَلْ مَا عِنْدَكَ خَيْراً لِي اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرِينَ- وَ إِذَا اغْتَسَلْتَ لِلْجُمُعَةِ فَقُلِ اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِي مِنْ كُلِّ آفَةٍ تَمْحَقُ دِينِي وَ تُبْطِلُ بِهِ عَمَلِي اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرِين‏

و لو قرأ هذا الدعاء بعد الفراغ أيضا كان أولى.

بحث در این است که این ادعیه در حین الغسل است یا بعد از غسل است سید فرموده که اولی این است که بعد از غسل باشد و مرحوم حکیم ادعی کرده ظاهر روایات در بعد از غسل است. و

لکن ما این استظهار را نمی فهمیم در روایة عمار اغْتَسَلْتَ مِنْ جَنَابَةٍ یعنی وقتی که اراده غسل کردی و در روایات دیگر هم که این تعبیر آمده همین ظهور وجود دارد مثلاً اذا قرأت القران فاستعذ بالله به معنی این نیست که بعد از پایان قرائة استعاذه کن. گذشته از این در روایات ادعیه ای که بعد از عمل است را به اذا فرغت تعبیر می فرمایند. و سید هم فرموده که اگر دعاء بعد از غسل هم تکرار شود اولی است که در این صورت مستحب را قطعاً انجام داده است.

10 ـ ابتداء بالأعلی:

العاشر الموالاة

این که پی در پی عمل را بیاور مستحب است لعل در ذهن سید این شبه وجوب موالاة بوده است و روایاتی هم داشتیم و یا از باب این که وقتی موالاة باشد زود تر از حالة حدثی خارج میشود و به حالة طهارتی می رسد و حالة طهارتی مطلوب مولی است.

و الابتداء بالأعلى- این که از بالا اب را بریزد در روایة هم بود من المنکب منتهی امرش استحبابی بود به قرینه ذیل که می فرمود مهم جریان الماء است. في كل من الأعضاء في الترتيبي‏

آمار بازدیدکنندگان

241679
امروزامروز629
دیروزدیروز939
این هفتهاین هفته4412
این ماهاین ماه24281
کل بازدیدهاکل بازدیدها2416794

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري