امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

fegh

درس فقه آيت الله گنجي

جلسه ي صد و دهم

93/01/23

موضوع :: شرطیة یا عدم شرطیة بول قبل الغسل
زمان حجم دانلود پخش
 
00:41:28 09.49 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض کردیم سید در این مسئله فروعی را متعرض شده فرع اول این بود که بلل مشتبه بین بول و منی در حق کسی که اغتسل و بول نکرده سید فرمود یعید الغسل

جهتان فی الفرع الأول:

در فرع اول دو جهة باقی مانده کلام سید از این دو جهة اطلاق دارد کسی که لم ییل اغتسل و خرج منه البلل اطلاق دارد استبراء به خرطات کرده باشد یا نکرده باشد و اطلاق دارد که قبل الإنزال بول مع الخرطات داشته یا نداشته است. این دو جهة را در تنقیح متعرض نشده و مهم است

جهة أولی :

مخالف این اطلاق مرحوم محقق در شرایع است که فرموده اگر بول نکرد و غسل کرد ثم وجد بللاً اعاده کند الا استبراء به خرطات کرده باشد و مرحوم صاحب جواهر هم نقل اقوال و شهرة عظیمه ای و بعضی ادعای اجماع کرده اند که اگر استبراء به خرطات کرد اعاده لازم نیست.و بعضی هم قید زده اند استبراء بخرطات إن لم یقدر علی البول. وجه اطلاق کلام سید اطلاق روایات باب 36 است.ان لم یکن بال فلیعد الغسل اطلاق دارد سواء استبرء أو لم یستبرء

نظر استاد:

ولکن بعید نیست که جای استبراء به خرطات ، استبراء به بول است جواب اول ما این است که این روایات اطلاق ندارد راوی فرض کرده شخصی را که غسل کرده و بول هم کرده و بعد بلل دیده می آید سئوال می کند و حضرت می فرمایند اعاده نمی خواهد و حضرت تفضل نموده و فرموده همین شخص اگر بول نمی کرد به ذهن نمی آید چه خرطات کرده باشد یا نکرده باشد.بول نکرده یعنی بول که تتمه منی را ببرد انجام نداده و متعارف هم همین بول بوده که اخراج بقیه می کرده. و اگر کسی گفت و ان لم یکن بال فلیعد الغسل ملاک بول کردن و بول نکردن است و استبرء او لم یستبرء اطلاق دارد جواب دوم این است که از این اطلاق رفع ید می کنیم به این قرائن :

یک قرینه القاء خصوصیة است این که فرموده بول کند برای این است که تتمه خارج شود و اجتهاد و استبراء هم ان تتمه را خارج می کند شاهدش صحیحه محمد بن مسلم است که ان البول لم یدع شیئاً این که امام علیه السلام فرموده بلل غیر متعقب به بول را ناقض می داند بخاطر ظاهر حال است.

و یکی صحیحه جمیل که سئوال کرد فراموش کرده بول کند آیا اعاده کند یا نه و حضرت فرمود قد تعصرت یعنی تلاش خودش را کرده است.

و اگر این روایة را قبول نکنید مهم روایة فقه الرضا است ولعل مدرک مشهور و محقق همین روایة است که فرمود فَاجْتَهِدْ أَنْ تَبُولَ لِيَخْرُجَ مَا بَقِيَ فِي إِحْلِيلِكَ مِنَ الْمَنِيِّ.

جهة ثانیة :

اطلاق کلام سید است که قبل از انزال خرطات داشته برای بول یا نه؟ قدر متیقن این است که قبل الانزال بول کرده و عملش را انجام داده بعد غسل کرده ثم خرج بلل فلیعد الغسل که بحثی ندارد وضوء لازم نیست چون بول قبلی را استبراء کرده و غسل لازم است چون جنابة را استبراء به بول نکرده است. اما اگر بول کرد و لم یستبرء و انزل و لم یستبرء بالبول و غسل کرد بعضی گفته اند که غسل مجزی نیست بلکه باید جمع بین وضوء و غسل کند چون علم اجمالی پیدا می کند که یا بول است یا منی گفته اند این فرض ملحق به صورت سوم است که می آید این فرض مردد است بول باشد (تتمه بول سابق) یا منی علم اجمالی پیدا میکند که یا بول است یا منی قاعده اولیه لزوم احتیاط است.

نظر استاد:

انچه که در ردّ اینها است روایات است که فرموده ان لم یکن بال فلیعد الغسل اطلاق دارد ان لم یکن بال سواء استبراء از بول قبل کرده یا استبراء نکرده باشد.

ولکن شبهه ای که در مقام هست این است که معارض این اطلاق روایات باب استنجاء و استبراء است که می فرماید کسی که بول کند و لم یستبرء یجب علیه الوضوء که اطلاق دارد سواء بعد از بول و ترک استبراء جنب بشود یا جنب نشود بعبارتی روایات فلیعد الغسل خاص است از جهة جنب و اطلاق دارد استبرء او لم یستبرء و از همین جهة که اطلاق دارد ان روایات خاص است من لم یستبرء من بوله یعد الوضوء سواء کان جنباً أم لم یکن جنباً.

مرحوم اقای بروجردی و حائری تعلیقه زده در صورتی که قبل از انزال بول کرده و استبراء نکرده احوط جمع است.

ولکن در ذهن ما این است که روایات «من بال و لم یستبرء» اطلاق ندارد و جنب را نمی گیرد بلکه دوران ان بین بول و حبائل است خصوصاً که داستان، داستان ظاهر حال است ظاهر حال کسی که بول کند و تتمه اش میماند این است که انچه خارج شده بول است و ظاهر حال کسی که انزال کرده و بول نکرده این است که انچه که خارج شده منی است. هذا تمام الکلام در تکمیل فرع اول.

ادامه فرض دوم:

جنب شده و بول کرده و استبراء نکرده ثم خرج بللاً. روایاتی که می فرماید غسل واجب نیست شاملش می شود در بعضی از روایات هست که اگر غسل کرد و بول کرد غسل واجب نیست ولی وضوء بگیرد که اطلاق دارد استبراء کرده باشد یا استبراء نکرده باشد ولکن روایات باب استبراء تفصیل میدهد که اگر استبراء کرده وضوء واجب نیست و اگر استبراء نکرده وضوء واجب است ولی ما به روایات باب استنجاء از اطلاق این روایات که فرموده من اجنب و بال و لم یجب علیه الغسل فلیتوضأ رفع ید می کنیم و نتیجه این می شود که وضوء بگیرد اگر استبراء نکرده است که در این صورت فتوای متن درست می شود و اما اگر استبراء کرده باشد را در متن نیاورده ولی معلوم است که لیس علیه شیء.

فرع سوم:

و مع‏ عدم الأمرين يجب الاحتياط بالجمع بين الغسل و الوضوء

مرحوم حکیم فرموده این «عدم» سهو القلم است و نباید باشد و باید می فرمود مع الأمرین یعنی اگر بول کرد و استبراء کرد و بللی خارج شد یجمع.

الحق و الإنصاف صاف تر مع الأمرین است ولی عدم هم که باشد قابل توجیه است به این صورت که امر اول غسل کرده بلابول و دوم غسل کرده بلا استبراء و عدم این دو یعنی غسل با بول و استبراء وجه کلام سید معلوم است که بخاطر علم اجمالی است کما این که این علم اجمالی در دو فرض قبل هم بود ولی در دو فرض قبل علم اجمالی منحل شده بود به حجة تفصیلیه که روایات است ولی در فرع سوم حجة تفصیلیه نداریم.

فروض هذا الفرع:

این بلل مشتبه حالاتی دارد

فرض اول:

این بلل مشتبه است بول باشد یا مذی باشد این فرض حکمش واضح است و منصوص است که انه من الحبائل و اگر روایة هم نداشتیم شک داریم بول است استصحاب می گوید که بول نیست و شک داریم وضوء واجب شده یا نه استصحاب میگوید وضوء واجب نشده است و علم اجمالی هم اثر ندارد چون این علم اجمالی یک طرفش اثر ندارد که مذی باشد.

فرض دوم:

انچه که خارج شده مردد بین بول و منی است و مذی هم داخلش هست در اینجا هم علی القاعده علم اجمالی اثر ندارد چون یک طرفش (مذی بودن) اثر ندارد.

آمار بازدیدکنندگان

241679
امروزامروز626
دیروزدیروز939
این هفتهاین هفته4409
این ماهاین ماه24278
کل بازدیدهاکل بازدیدها2416791

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري