امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

fegh

درس فقه آيت الله گنجي

جلسه ي صد و يازدهم

93/01/24

موضوع :: بلل مشتبه دوران امر بین البول و المذی
زمان حجم دانلود پخش
 
00:41:21 09.46 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض شد در فرع سوم فروضی هست که سید هم متعرض شده است اصل فرع این بود که شخص بول کرده و استبراء نموده و بول کرده و بللی خارج شده فرض اول این بلل مردد است بین این که منی باشد و غیر منی ولی بول نیست این فرض جای بحث ندارد مرحوم سید که فرموده لاشیء علیه حرف تمامی است غسل واجب نیست بحکم روایات وضوء واجب نیست چون یقین دارد که بول نیست.

ادامه فرض دوم: فرض دوم که قضیه بول هم در بین است منی باشد یا نباشد و بول یک طرف احتمال است علم دارد یا بول است و یک طرف احتمال ترخیصی است ـ تا جدا شود از فرض سوم که بول أو منی است که هر دو الزامی است ـ مثل این علم دارد یا بول است یا منی است یا مذی است که مذی حکم الزامی ندارد و یا علم دارد یا بول است یا مذی

مقتضای قاعدة:

در این صورت مقتضی القاعده و با قطع نظر از روایات علم اثر ندارد چون یک طرف غیر الزامی است استصحاب می گویید بول یا منی نیست مذی هم اثر ندارد علی القاعده می گوییم لایجب علیه الغسل و روایات هم می فرماید لایجب علیه الغسل و لایجب علیه الوضوء این که علم اثر ندارد واضح است.

مقتضای روایات:

وجوب غسل:

کلام در روایات است نسبة به غسل از جهة روایات مشکل نداریم داخل میشود در روایات باب 36 کسی که اجنب ثم بال ثم اغتسل و حضرت فرموده غسل ندارد و کسی که بول نکرده غسل دارد.

وجوب وضوء:

مشکل در وجوب وضوء است ایا می توان با توجه به روایات بگوییم وضوء هم واجب نیست یا نه؟ فرض این است که یک طرف علم اجمالی بول است آیا می توان با توجه به روایات بگوییم وضوء واجب نیست.

ربما یتوهم که بالنظر الی الروایات وجوب وضوء را نمی توان نفی کرد چون دلیلی که می گوید وضوء لازم نیست معارض دارد.

ادلة عدم وجوب الوضوء:

دلیل عدم وجوب وضوء روایاتی است از جملة : وسائل الشيعة ج‏1 283 13 باب حكم البلل المشتبه.. 745 مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي الرَّجُلِ يَبُولُ ثُمَّ يَسْتَنْجِي ثُمَّ يَجِدُ بَعْدَ ذَلِكَ بَلَلًا قَالَ إِذَا بَالَ فَخَرَطَ مَا بَيْنَ الْمَقْعَدَةِ وَ الْأُنْثَيَيْنِ ثَلَاثَ‏مَرَّاتٍ وَ غَمَزَ مَا بَيْنَهُمَا ثُمَّ اسْتَنْجَى فَإِنْ سَالَ حَتَّى يَبْلُغَ السُّوقَ فَلَا يُبَالِي‏ این روایات نصند در این که وضوء بر این شخص واجب نیست. یعنی وضوء واجب نیست چون اگر می خواست اعتناء کند باید وضوء می گرفت.این روایات نص است که وضوء واجب نیست

ادلة المعارض لأخبار وجوب الوضوء:

توهم این است که این روایات وجوب وضوء معارض دارند که روایات باب 36 از ابواب جنابة است وسائل الشيعة، ج‏2، ص: 250 36 بَابُ حُكْمِ الْبَلَلِ الْمُشْتَبِهِ بَعْدَ الْغُسْلِ‏ 2075 مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَغْتَسِلُ ثُمَّ يَجِدُ بَعْدَ ذَلِكَ بَلَلًا وَ قَدْ كَانَ بَالَ قَبْلَ أَنْ يَغْتَسِلَ قَالَ لِيَتَوَضَّأْ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ بَالَ قَبْلَ الْغُسْلِ فَلْيُعِدِ الْغُسْل‏ که این روایات اطلاق دارد می گیرد کسی را که بول کرده و استبراء کرده.

بیان معارضة:

نسبة بین دو دسته روایات عام و خاص من وجه است روایات باب نواقض از جهة استبراء خاص است و از جهة این که قبلاً جنب بوده یا نبوده عام است و اما این روایات عدم وجوب غسل از این جهة جنب خاص است ولی از جهة استبراء که روایات عدم وجوب وضوء خاص بود روایات وجوب غسل عام است مجمع فرض ما است که جنب بوده بول کرده و استبراء هم کرده است روایات عدم وجوب وضوء می گوید لاشیء علیه و این مجمع را میگیرد کما این که روایات بابت 36 هم مجمع را میگیرد پس بالنظر به روایات نمی توان حکم کرد به عدم وضوء.

حل تعارض:

یک جواب از این توهم این است که این تعارض هست و تساقط می کنند و نوبة به اصول می رسد و اصول می گوید باید مراجعه کرد به عام فوق و اگر نبود نوبة به اصل عملی می رسد که استصحاب است که می گوید شک دارید بول است یا نه؟ قبلاً بول خارج نشده بود شک داریم بلل ناقضی آمده یا نه؟ استصحاب می گوید بلل ناقض نیامده است یا قبلاً وضوء واجب نبود چون غسل کرده بود الان شک دارد که وضوء واجب شده یا نه؟ استصحاب می گوید که وضوء واجب نشده است.

جواب از حل:

اشکال این حرف این است که آن قاعده اصولیه در اینجا جاری نیست درست است که اذا تعارض الأمارتین تساقط می کنند و نوبة به عام و اصل عملی می رسد ولی این قاعده در اینجا نمی آید چون اخبار استصحاب هم طرف تعارض است.

این مقدمه روشن باشد این که میگویند این اصل عملی و این امارة است فرق اصل عملی با اماره این است که هر جا شک در محمول در موضوع اخذ شد می گویند اصل عملی مثلاً شک دارید حلال است یا حرام فحلال که شک در محمول اخذ شده در موضوع اما اگر شک داشته باشد بین سه رکعة و چهار رکعة فابن علی الأکثر اصل عملی نیست چون فابن علی الأکثر شک در محمول أخذ نشده است و حتی ممکن است آنچه که این مفاد را افاده کرده اماره باشد ولی اصل عملی را برساند مثل رفع مالایعلمون که امارة است ولی مفادش اصل عملی است و اما اگر حکم را برای ذات ثابت کرد امارة است مثل این که خبر زرارة بگوید صلاة الجمعة واجبة و اما این که می گویند اصل عملی چهار عدد است مرادشان اصول عملیه عامه است که در همه ابواب جاری میشود و الا قاعده طهارة و قاعده بلل مشتبه هم اصل عملی هستند منتهی عامه نیستند در محل بحث ما روایات نواقض که حکم می کند مذی و روایات باب 36 که حکم می کند بولٌ هر دو اصل علمی هستند وقتی که اصل علمی شدند با استصحاب فرق نمی کنند و این که می گویند اذا تعارض اماراتان مرادشان امارتانی است که حکم واقعی را بیان می کنند بعد نوبة به حکم ظاهری می رسد اما در اینجا همه اخبار متکلف حکم ظاهری هستند پس باید دید اخبار استصحاب طرف تعارض هستند یا نه؟ متوهم می گوید اخبار استصحاب هم طرف تعارض روایات باب 36 است چون نسبة روایات فلیتوضوء با استصحاب هم عموم من وجه است موضوع فلیتوضوء جنبی است که بال و استبراء کرده باشد یا استبرا نکرده باشد و اطلاق دارد علم اجمالی دارد بول است یا منی و هم می گیرد جایی علم اجمالی منجز نباشد مثل این که علم اجمالی دارد بول است یا منی اخبار بلل دو مصداق دارد یکی موارد علم اجمال منجز و مواردی که علم اجمالی منجز نداریم ولی موضوعش خاص است در خصوص جنبی که بال اما اخبار استصحاب موضوعش عام است جنبی که بال و غیر جنب ولی از این جهة که اخبار استصحاب موارد علم اجمالی را نمی گیرد خاص است پس اخبار باب 36 دو معارض دارد یکی روایات عدم وجوب وضوء و یکی اخبار استصحاب که می گوید بول نیست و وضوء واجب نیست. طرف تعارض فلیتوضوء دو دسته از اخباراست همه نسبتان عموم و خصوص من وجه است پس اخبار فلیتوضوء کما یعارض روایات فلاشیء علیه را کذلک یعارض اخبار استصحاب را در نتیجه این حرف باطل است که اخبار فلاشیء علیه با اخبار فلیتوضوء معارض می کنند و مرجع استصحاب است.

نظر استاد:

حل تعارض اخبار فلیعد الوضوء و فلاشیء علیه

ما می گوییم نه تعارض است بین اخبار فلیتوضوء و اخبار استبراء و نه بین اخبار فلیتوضوء با اخبار استصحاب هر کدام به بیانی :

اما اخبار فلیتوضوء با فلاشیء علیه درست است که نسبتشان عموم و خصوص من وجه است ولکن ادعای ما این است که در مجمع روایات فلاشیء اظهر است از روایات فلیتوضوء ربما امور ارتکازی ظاهر سازند با توجه به این ارتکاز می گوییم عرف این طور می فهمند در اصول می گویند چون ارتکاز عقلاء بر این است که خبر واحد علم است پس از ان الظن لایغنی من الحق شیئا خبر واحد را نمی فهمند و ربما ارتکازات قوة ظهور را درست می کنند ارتکاز بر این است که کسی بول می کند و بعد خرطات انجام می دهد به طور طبیعی ان بلل بول نمی تواند باشد چنانچه عکس مسأله یعنی کسی بول کند و استبراء نکند و بللی خارج شود ارتکاز این است که بقیه بولها است. پس کسی که تلاش کرده و خرطات کرده و بعد بللی بیرون آمده است در ارتکازش این است که نمی تواند بول باشد و در همین زمینه صاحب مسأله این ارتکاز را تقویة کرده و فرموده من بال و استبرء ثم خرج بلل فلاشیء علیه .

در روایات باب 36 که غسل کرده بعد بول کرده و بعد استبراء کرده فرموده وضوء را اعاده کن درست است که ابتداءً اطلاق (استبرء او لم یستبرء) فهمیده می شود ولی این اطلاق ضعیف تر است از اطلاقی که روایات فلاشیء فهمیده می شود.

تحصل: ارتکاز عرفی ما می گوید روایات فلاشیء در مجمع ظهورش اقوای از روایات فلیتوضوء بخاطر این اقوائیة ظهور می گوییم روایات باب نواقض مقدم است خصوصاً که در بعض از روایات نواقض همین امر ارتکاز را تعلیل کرده و فرموده وسائل الشيعة ج‏1 282 13 باب حكم البلل المشتبه الخارج بعد البول و المني 744 مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ أَبِي دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ بَالَ ثُمَّ تَوَضَّأَ ثُمَّ قَامَ إِلَى الصَّلَاةِ ثُمَّ وَجَدَ بَلَلًا قَالَ لَا يَتَوَضَّأُ إِنَّمَا ذَلِكَ مِنَ الْحَبَائِل‏ قدر متیقن از این تعلیل کسی است که استبراء کرده است و نمی توان فرض استبراء را نمی گیرد و این که اقای خویی فرموده انما ذلک من الحبائل در روایة استبراء نیست اشتباه است و این تعلیل هست.

آمار بازدیدکنندگان

241684
امروزامروز39
دیروزدیروز644
این هفتهاین هفته4466
این ماهاین ماه24335
کل بازدیدهاکل بازدیدها2416848

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري