امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

fegh

درس فقه آيت الله گنجي

جلسه ي صد و دوازدهم

93/01/25

موضوع :: بلل مشتبه
زمان حجم دانلود پخش
 
00:42:07 09.46 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث در تتمه این فرع بود که کسی اغتسل و بال و استبرء ثم وجد بللاً که مشتبه است بین بول و منی و مذی و عرض کردیم علم اجمالی اثر ندارد چون یک طرف ترخیصی است و اما بالنظر الی روایات الباب مشکله ای هست که روایات فلاشیء معارض دارد که معارضش روایات فلیعد الوضوء است در محل بحث مجمع است و تعارض می کنند روایة من بال می گوید قبلاً جنب بوده یا جنب نبوده و روایات فلیعد الوضوء فرض استبراء و عدم استبراء را می گیرد و مجمع دو خطاب فرض استبراء است

این تعارض را جواب دادیم که روایات فلاشیء علیه در مجمع اظهر است و قاعده اصولی هم ضمیمه می شود که هر جا دو عام با هم در مجمع تعارض کردند هر کدام اظهر بود بر دیگری مقدم است باقی مانده تعارض روایات فلیعد و روایات استصحاب

حل تعارض اخبار فلیعد الوضوء و اخباراستصحاب:

دسته سومی از روایات داریم که اخبار استصحاب است کسی بگوید که روایات من بال با روایات من اغتسل تعارض و تساقط کند نوبة می رسد به اخباراستصحاب و جواب دادیم که اخبار استصحاب هم طرف تعارض است همان فلیعد الوضوء تعارض می کند با روایات من بال کذلک تعارض می کند با روایات لاتنقض الیقین بالشک چون روایات لاتنقض الیقین بالشک با روایات فلیعد الوضوء نسبتشان من وجه است در محل کلام ما که استبراء کرده لاتنقض می گوید یقین دارید که بولی نیامده است و طهارة باقی است و روایات فلعید الوضوء می گوید اعادة وضوء لازم است با هم در محل اجتماع که بحث ما است تعارض می کنند نسبة بین اخبار استصحاب و روایات فلیعد الوضوء عموم و خصوص من وجه است اخبار استصحاب جاهایی را می گیرد که روایات فلیعد الوضوء ان را نمی گیرد مثل کسی که وضوء داشته و شک دارد خفقه و خفقتان عارض شده یا نه؟ و جاهایی را روایات فلیعد الوضوء ان را می گیرد که بلل مردد بین بول و منی باشد ولی اخبار استصحاب ان را نمی گیرد چون اخبار استصحاب اطراف عم اجمالی را شامل نمیشود استصحاب عدم بول با استصحاب منی با هم متعارض می کنند چون اذن در مخالفة عملیه است لذا اخبار استصحاب مجال ندارد ولی فلیعد مجال دارد مجمع محل بحث ما است که بلل مشتبه مردد است بین منی و بول و مذی که اخبار استصحاب می گوید بول و منی نیست و محذوری ندارد و روایة فلیعد الوضوء می گوید بول است و یعد الوضوء و اضافه می کنیم که در بحث علم اجمالی مطرح است این که اخبار استصحاب و اخبار برائة اطراف علم اجمالی را نمی گیرد آیا به ظهور اولی نمی گیرد قبح اذن در مخالفة عملیه یک قرینه لبه است این قرینه لبیه مانع از انعقاد وضوء می شود از اول ظهور لاتنقض در غیر اطراف علم اجمالی است و کذلک رفع مالایعلمون وکل شیء لک حلال که در این صورت تعارض است واما یک نظر هم این است که قبح اذن در مخالفة عملیه مثل مخصص لبی منفصل است و مانع از ظهور نمیشود و لاتنقض به ظهور اولی اطراف علم اجمالی را می گیرد منتهی به مخصص لبی منفصل از این ظهور دست بر می داریم که در این صورت می توان تعارض را جواب داد و گفت لاتنقض الیقین بالشک عام است و طرف علم اجمالی را می گیرد وقتی عام بود طرف تعارض فلیعد الوضوء نخواهد بود و اخبار فلیعد الوضوء دو مورد را از تحتش خارج می کند چون فلیعد الوضوء معارض دارد که فلاشیء علیه است دو خاصها به تعارض ساقط می شوند و مرجع عام فوق می شود که لاتنقض الیقین بالشک است. در اینجا هم کسی بگوید اخبار استصحاب عام است و اطراف علم اجمالی را می گیرد و عام فوق ما می شود .لذا این که در تنقیح گاهی می گوید طرف تعارض هست و گاهی می گوید طرف تعارض نیست همین مطلب در ذهنش بوده است.

اگر گفتیم اخبار استصحاب اطراف علم اجمالی را نمی گیرد و از یک جهة خاص است تعارض می کند با روایات فلیعد الوضوء و اخبار استصحاب مقدم میشود در بحث تعادل و تراجیح گفته اند اگر عامی با مطلق در مجمع تعارض کرد عام اظهراست مولی گفته هر عالمی را اکرام کن (عادل باشد یا فاسق)بعد گفته فاسق را اکرام نکن (عالم باشد یا جاهل)در عالم فاسق تعارض می کنند و عرفاً عام اظهر است لذا مقدم میشود در محل کلام این قاعده منطبق است اخبار استصحاب عام است و آخوند هم فرموده اخبار استصحاب مختص وضوء نیست بلکه با عمومش موارد دیگر را هم می گیرد بخصوص که استصحاب امر ارتکازی عام است مضافا کسی که بول کرده ثم اغتسل ثم وجد بللاً اطلاقش ضعیف است و بعید است که فرض استبراء را بگوید حتی ممکن است کسی انکار اطلاق کند.

حاصل الکلام: اولاً این استظهار برای ما ثابت نیست که روایات فلعید الوضوء اطلاق داشته باشد سواء استبراء دو لم یستبرء ثانیاً اگر اطلاق هم داشته باشد اطلاقش اضعف است از روایات معارض، در روایات فلاشیء علیه به یک بیان و در روایات استصحاب به بیان دیگر ثالثاً و اگر کسی ادعی کرد همه اطلاق دارند و تعارض می کنند و جمع عرفی را نپذیرفت ما جمع محمولی را ادعی می کنیم و می گوییم روایات لاشیء علیه و لاتنقض الیقین بالشک نص است دراین که اعادة وضوء لازم نیست ولی روایات فلیتوضوء ظهور دارد که اعادة وضوء لازم است به قرینه نص دست از ظهور بر می داریم و میگوییم وضوء مستحب است کما اینکه بعضی در مذی هم گفته اند و ضوء مستحب است.

فرض سوم:

جایی است که بال و استبرء و اغتسل ثم وجد بللاً که هیچ طرفش ترخیصی نیست علم اجمالی دارد که یا بول است یا منی اینجا روایات استبراء جا ندارد چون آن روایات در جایی بود که یک طرفش ترخیصی بود کما این که روایات لاتنقض الیقین هم جا ندارد.

فروض فرع سوم:

این فرع دو فرض دارد تارة بعد از بول و الإستبراء غسل کرده و طهارة باقی است ثم وجد بللاً و تارة طهارة باقی نمانده است و بللی خارج شده است. محل بحث سید فرض اول است ظاهر عبارة سید این است که بین خروج بلل و غسل فاصله نشده و ناقضی نیامده است خصوصاً که سید فرموده جمع بین غسل و وضوء کند در حالی که در بحث استبراء تفصیل داده که اگر حالة سابقة حدث است یکفی الوضوء و اگر حالة سابقة طهارة است یجمع .

فرض اول:

غسل کرده و طهارة دارد و بعد بللی مردد بین البول و المنی خارج شده سید فرموده باید جمع کند وجهش مقتضای علم اجمالی منجز است لذا باید احتیاط کند و احتیاط تام این است که اول وضوء بگیرد و بعد غسل کند یک احتیاط اتم این است که اول غسل کند بعد نقض کند بعد وضوء کند. ویک نوع هم صرف احتیاط است غسل کند و وضوء بگیرد. در علم اجمالی بحث است که اگر علم اجمالی داشتیم که دو اثر در بین بود یکی مشترک و یک مختص علم اجمالی فقط اثر مشترک را ثابت می کند این مایع مردد است که بول باشد که دو مرتبه تطهیر لازم دارد یا ماء متننجس است یکبار لازم باشد علم اجمالی فقط یک مرتبه را تنجیز می کند چون یک مرتبه را علم داریم و مرتبه دوم شک بدوی است در محل کلام کسی که مردد است که بول است یا منی نمی تواند وارد نماز شود و اما دخول در مسجد عیبی ندارد چون حرمة دخول مسجد برای جنب است و این شخص احراز نکرده که جنب است بر خلاف حرمة مس کتاب که برای اصل حدث است. ایا می توان این علم اجمالی را با اماره ای از تنجیز بیندازیم سیظهر از بیان فرض ثانی.

فرض ثانی:

این که حالة سابقه بر بلل حدث بوده است اینجا سید در بحث استبراء فرموده که وضوء کفایة می کند و غسل لازم نیست راه اجتیاز به وضوء این است که این علم اجمالی را با حجة تفصیلیه در یک طرف از تنجیز بیندازیم می گویند مستفاد از ایه شریفه اذا قمتم الی الصلاة فاغسلوا وجوهکم یعنی ان کنتم محدثین بالحدث الأصغر و در روایة ابن بکیر هم بود که اذا قمتم من النوم در ادامه ایه شریفه تخصیص زده و ان کنتم جنباً یعنی الا این که جنب باشید که باید غسل کنید نتیجه این می شود که موضوع وجوب وضوء مرکب می شود از یک امر وجودی که حدث اصغر و یک امر عدمی که لم تکونوا اجناب هر کس محدث به حدث اصغر باشد و جنب نباشد باید وضوء بگیرد در اینجا مردد است غسل واجب است یا وضوء و شارع یک طرف را تثبیت کرده که وضوء واجب است چون فرموده هر کسی محدث به حدث اصغر است ـ و این شخص محدث به حدث اصغر است ـ و جنب نباشد ـ و این شخص باقتضای استصحاب جنب نیست ـ باید وضوء بگیرد. پس حجة تفصیلیه داریم که فرموده وضوء واجب است و هر علم اجمالی که در یک طرف حجة تفصیلیه داشته باشد ان علم اجمالی در طرف دیگر اثر ندارد. مثل این که علم اجمالی داریم یا ظرف سمت راست نجس است یا ظرف سمت چپ و بینه اقامه شد که ظرف طرف راست نجس است که بینه موجب میشود علم اجمالی از اثر بیفتد.

آمار بازدیدکنندگان

241681
امروزامروز5
دیروزدیروز644
این هفتهاین هفته4432
این ماهاین ماه24301
کل بازدیدهاکل بازدیدها2416814

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري